اگر ریشه یک درخت از جایش کنده شود و در جای دیگری کاشته شود, که از آب و هوای متفاوتی برخوردار است! خود به خود میوه دیگری خواهد داد. شما هنگام ازدواج از بین چند نفر یکی را برمی گزینید و ذهن شما بقیه انتخاب نشدگان را در توهمات خود نقاشی می کند و شما با نقاشی های ذهنی تان آنان را آنگونه که نفس و ذهن شما دوست دارد ببیند, نقاشی می کند و نه آنگونه که هستند. اغلب انسان ها به گذشته خودشان حسرت می خورند- این به خاطر آن نیست که گذشته بهتری داشته اند, بلکه به خاطر آن است که, ذهن , گذشته را آنگونه که به نفع نفس هست, نقاشی می کند و از حقیقت و واقعیت ها دوری می کند.
دیکتاتوری مثل صدام حسین و یا بسیاری از پدرهای گمنام که از صدام حسین هم دیکتاتورتر هستند, اگر روزی از جایگاه خودشان به جایگاهی دیگر اسباب کشی و مهاجرت کنند, ذهن انسان ها هم از گذشته آنان نقاشی های رویایی و کاذب می کشند. و شاید هم این نقاشی ها چنان ایجاد مزاحمت در شما بکنند که شما را وادار به احساس گناه و دلسوزی کنند. اگر همسر شما, حق تحصیل و فعالیت های اجتماعی و خود بودن را از شما محروم بکند و روزی از روزها به شما بگوید که شما اجازه دارید که یک کورس و دوره زبان و یا چیزی را ببینید. طبیعی نیست که شما این را به لطف ایشان به حساب بیاورید.
ایشان نه حق داشتند که, حق و آزادی را از شما محروم سازند و نه امروز کاری بکنند که دل شما قنج برود! دیکتاتورها روانشناسان شیطان قهاری هستند که همه چیز را از دست شما می گیرند و اگر روزی یک محبتی بکنند, دل همه را می برند! و به همین خاطر زن ها از مردانی که خیلی و همیشه مهربان هستند, به مهربانی عادت می کنند و خشم های مردان خشمگین را در ذهنشان بسیار با محبت و قدرتمند نقاشی می کنند!
دلتان برای کسی که بعضی وقت ها مهربان بوده و هست, هیچوقت نسوزد. مهربان واقعی, همیشه و هر آن مهربان است. انسان آزاده و آگاه نه به استبداد و زور و غرور متوصل می شود و نه روزنه ای را برای نفس کشیدن باز می کند و ادعای هیچ لطفی هم ندارد.
در بین مهاجران بسیار دیده می شود که نقاشی های ذهنشان آنان را از زندگی کردن در اکنون و حال باز می دارد و اگر مدتی از زادگاه خودشان دور بمانند, زادگاه و آدم هایش را شاعرانه و غیر واقعی نقاشی می کنند و اگر روزی به زادگاهشان سفر کنند, می بینند که, همه چیزهایی که در مورد آن فکر می کرده اند, یک توهم و یک تبدیل ذهنی بیشتر نبوده است.
ذهن همیشه در حال نقاشی به نفع نفس می باشد و شما را از بودن غافل می سازد و توجه شما را همیشه به طرف خود جلب می کند. و آن نقاشی های ذهنی, مانع ملاقات انسان با واقعیت ها و حقیقت می شود. اگر سعی کنیم, نقاشی و سطح و سایه را جدی نگیریم, می توانیم با اصل ملاقات کنیم. که زندگی در اصل هاست و نه در عکس ها!!
قاسم سلطانی
صورتگر نقاشم هر لحظه بتی سازم// وانگه همه بت ها را در پيش تو بگدازم
صد نقش برانگيزم با روح درآميزم// چون نقش تو را بينم در آتشش اندازم
تو ساقی خماری يا دشمن هشياری// يا آنک کنی ويران هر خانه که می سازم
جان ريخته شد بر تو آميخته شد با تو// چون بوی تو دارد جان جان را هله بنوازم
هر خون که ز من رويد با خاک تو می گويد// با مهر تو همرنگم با عشق تو هنبازم
در خانه آب و گل بی توست خراب اين دل// يا خانه درآ جانا يا خانه بپردازم
مولانا